RSS   |  نسخه موبایل   |  نسخه تلکس   |  پیوندها   |  جستجو پیشرفته   |  تماس با ما  
 صفحه اول    فرهنگی    فرصتهای استخدامی    اجتماعی، سیاسی    مقالات    بخشنامه ها    خدمات    برگزیدگان    استخدام ( کارفرما ، کارجو)  
دوشنبه، 31 شهریور 1399 - 04:45   
  تازه ترین اخبار:  
   آخرین مطالب  

  جذب پرومت کننده برای تهران و استانها


  همسان سازی حقوق کارکنان بازنشسته با شاغلین همتراز


  جذب و استخدام 27 6 99 اگهی های گروه مدیران حرفه ای #مدیر #بازاریابی #فروش ، مدیر #اجرایی ،# صنایع ، مدیر داخلی ، مالی ، مدیر فروش ، پروموتر،


  برنامه درسی در شرایط ویروس کووید 19


  وزیر آموزش و پرورش عذرخواهی کرد


  جذب و استخدام 25 6 99 اداری و مالی ، مدیرداخلی ، اداری ، QC ، مدیر فروش (استانهای مختلف ) ، HSE ، بازاریابی ، مددکار ، لجستیک، منابع انسانی


  جذب و استخدام 23 6 99 : HSE +Digital marketing + کارشناس بازاریابی + مدیرمالی + حسابدار + منابع انسانی + مهندس برق + مدیر فروش + شیمی + مدیر تولید + مدیرعامل + مدیر صادرات


  حکم اعدام نوید افکاری در زندان عادل آباد شیراز اجرا شد. او به قتل در سال 97 متهم شده بود


  پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت آیت‌الله شیخ یوسف صانعی


  جذب و استخدام 20 6 99 مدیر کارشناس تهران و شهرستان


- اندازه متن: + -  کد خبر: 20441صفحه نخست » اخبار فرهنگیجمعه، 27 تیر 1393 - 11:57
وظایف معلمان و اساتید در عصر و شرایط حاضر
معلم زبان رشته های خیاطی کار و دانش پسرانه نصیرزاده مشهد
  
فرهنگیان نیوز - تدبیر:

بسم ا... الرحمن الرحیم  

        وظایف معلمان و اساتید در عصر و شرایط حاضر

دکتر سید محمد حسن حسینی
(معلم زبان رشته های خیاطی کار و دانش پسرانه نصیرزاده مشهد!)

mhhosseini73@yahoo.com
 
    این مقاله ترجمه قسمتی از آخرین کتاب اینجانب می باشد که در 2012 توسط انتشارات جنگل تهران چاپ شد. منابع را ببینید.

اگر معلمان دگر اندیش و تحول گرای جامعه کنونی ما صرفا "وجود" دارند و در شرایطی نیستند که "زندگی" را به معنای واقعی آن حس و تجربه کنند حداقل باید  تمام تلاش خود را بکار بگیرند که به زندگی فقرا، ستم دیدگان، محرومین و ضعفا جهت و معنا ببخشند. آنها باید بدانند که این افراد نه تنها معنی زندگی را نمی فهمند بلکه اکثر آنها حتی در شرایطی نیستند که وجود داشتن خود را تایید نمایند. تنها با جامه عمل پوشاندن به این وظیفه است که ما می توانیم به مصائب و رنجها و محرومیت های خود معنی ببخشیم و عامل تغییر و توسعه در جوامع و به تبع آن در زندگی خود باشیم. در چنین شرایطی است که اینجانب بر این باور هستم که مدرسان و اساتید در دنیای پیچیده کنونی باید نقش ایجنت های هوشمند را برای بیدار سازی، تغییر در نگاه و نگرش و باورها و حتی ایجاد بی نظمی اجتماعی جهت بر اندازی سر چشمه های تبعیض، بی عدالتی، ظلم و ستم و فساد و استبداد در دنیای پیرامون خود به عهده بگیرند. بنابراین اینجانب بر این باورم که "آموزش" در برهه کنونی باید باز تعریف شود.      
با نگاهی اجمالی به سیستم تعلیم و تربیت فعلی می توان به این نتایج رسید که:
1.    روش سخنرانی کردن یک طرفه و دیکته کردن آراء و نظرات از یک سطح بالاتر در محیط های خشک و تصنعی که در آنها اکثریت نادیده  گرفته شده اند  و  مانع  بحث و تبادل آراء شهروندان (شاگردان) می شوند در تضاد کامل  با محیط های( شبه) واقعی است که در آنها شهروندان می توانند آزادانه اظهار نظر کنند و آراء و نظرات دیگران را به چالش بکشند و نقد کنند و راجع به آنها تصمیم بگیرند.
2.    یادگیری از طریق طوطی  وار حفظ کردن و خر خوانی به منظور پاس کردن امتحانات و اخذ  مدرک برای رسیدن به شغل های رویایی در تضاد با یادگیری و فهم واقعی، کاربردی و مفید و سودمند است. طوطی وار تکرار کردن و به یاد آوردن و سفسطه کردن در تضاد با کاربرد  مهارتهای مانیتورینگ ذهنی و تفکر خلاقانه و منتقدانه  است که باعث شکوفایی و خلاقیت ذهنی و نهایتا رها سازی مستضعفین و ستمدیدگان می شوند.
3.    گوسفند وار بار آوردن نسل فردا به طوری که در عمل در خدمت آرمانهای حکومتهای تمامیت خواه، کاپیتالیسم و امپریالیسم باشند در تضاد با اصلوب و قواعد دموکراتیک و اسلامی  می باشد.
4.    اصرار و پافشاری بر اهداف و منابع و مواد و نیروی آموزشی و مدیریتی تردیشنال و بی کیفیت فعلی در تضاد با درستی ادعای  سیاست گذارانی است که خود را در خدمت اسلام و مردم می دانند.
5.    ساختن فردا بر مبنای تئوری  و پیش فرض در تضاد با ساختن آن بر مبنای  واقعیتهای دنیای پیچیده فردا می باشد.
6.    تحت کنترل گرفتن زندگی و هستی و نیستی دگر اندیشان  و آزار و اذیت  کردن روحی و روانی آنها با بقا و تعالی دسته جمعی در تضاد است.
7.    مطرود و منزوی کردن و نهایتا معدوم کردن منتقدان و دگر اندیشان  برای بقای خود و منافع قبیله خود در تضاد با ارزشهای انسانی است چه رسد به ارزشهای اسلامی.
در چنین شرایطی است که در سناریوی فعلی جهان در حال گلوبالیزه شدن – جهانی که به شدت با تشدد آراء  و فرهنگها، پیچیده گی و رقابت روبروست –  مدرسین و اساتید لازم است وظایف خود را از یک چشم انداز جامع تر و منطقی تر بررسی نمایند. این امر به نوبه خود فهمی عمیق تر از اهداف آموزشی و اجتماعی سیاسی و وظایف را در حرفه مقدس معلمی می طلبد. در حالی که اهداف آموزشی در حال پوشش دادن به آموزش مهارتها و دانش فرا ذهنی، آموزش سطوح بالاتر در تفکر، ادله و منطق و روشهای کاراتر برای حل مسائل به منظور یادگیری ماندگارتر، تعامل، و کار و زندگی موفق تر هستند انتظارات چالش آورتری از مدرسین و اساتید عصر حاضر می رود. مدرسان امروزی نه تنها باید به موفقیت علمی نسل فردا بیندیشند بلکه باید تمام تلاش خود را برای ساختن  جوامعی انسانی تر و متمدن تر بنمایند. و این امر مستلزم تغییر در نگرشها، باورها و الگوهای روش تدریس می باشد.
روش تدریس های متنوع و زیادی توسط اساتید در برخی کشورها بویژه  در غرب ارایه شده است اما ویژگی منحصر به فرد روش تدریسی که اینجانب بر مبنای تیوری آموزشی سیاسی خود ارائه داده ام (Hosseini, 2012) این است که نه تنها بر آموزش مهارتهای علمی و آکادمیک بلکه بر آموزش مهارتها و ضرورتهای مورد نیاز برای زندگی موفق در دنیای پیچیده امروز تاکید دارد. نسل فردا در کلاسهای اینجانب روشهای انسانی تعامل، همکاری و حتی رقابت و زندگی را نیز می آموزند. به عبارت دیگر آنها نه تنها به "کاربرد زبان در محیط های واقعی" مسلط می شوند بلکه "متفکر"، "منتقد"، "خلاق"، "مشارکت جو" و هم زمان "اهل رقابت" و "سیاسی"  بار می آیند و قادر خواهند بود نقش بسیار موثرتری در سرنوشت خود و ما ایفا نمایند (حسینی 1393). مدرسینی که روش تدریس اینجانب را –  که بر محور کار تیمی می باشد -  در کلاسهای خود به خدمت می گیرند فرصت های زیادی را برای آموزش ارزشها، معنویات و اصول و اصلوب دموکراسی و نگرشهای انسانی اسلامی به نسل فردا دارند. برخی مهارتها ی ارتباطی که از ضرورت های زندگی موفق در دنیای پیچیده  امروز است و مورد تاکید  اینجانب در کلاسهایم می باشند عبارتند از:
1.    توانایی گوش دادن به طرف مقابل.
2.    توانایی انعطاف پذیر بودن در تفکر کردن به این منظور که قادر باشیم هر شخص، ایده و ایدئولوژی را بی طرفانه قضاوت کنیم و مورد تاثیر پیش فرض های خود و قضاوت دیگران واقع نشویم.
3.    توانایی در نظر گرفتن راه حل های متفاوت برای حل یک مساله.
4.    توانایی جمع آوری اطلاعات به روز، موثر و معتبر از اقیانوس اطلاعاتی که ما را در برگرفته است.
5.    توانایی تفکر آزادانه، خلاقانه و منتقدانه  اما در عین حال منطقی، راهبردی و موثر به منظور قادر ساختن خود برای تشخیص حقیقت از میان انبوهی از نظرات و ایده های کذب و غیر واقعی.
6.    توانایی  گفتمان و بحث دقیق و موثر داشتن.
7.    توانایی انتقاد کردن بر پایه برهان، ادله و منطق.
8.    توانایی مسئول بودن در قبال دیگران.
9.    توانایی حل و فصل کردن صلح آمیز منازعات و تضاد ها در آراء  و در تصمیم گیری های دسته جمعی.
10.    توانایی نپذیرفتن و رد کردن نتیجه گیری ها و قضاوت های غلط.
11.    توانایی  و شهامت ایستادگی و مبارزه کردن  با سرچشمه های تبعیض و بی عدالتی  و ظلم و ستم و فساد و استبداد.
12.    توانایی رساندن  و فهماندن حقایق به دیگران. - این امر بسیار حائز اهمیت است چرا که این حقایق هستند که ما را به سوی آزادی رهنمون می سازند.

در سطح کلاس، اینجانب بر این باور هستم که محیط به محتوا معنی می بخشد بنابراین فراهم کردن محیطی که از نظر روانشناسی و اجتماعی امن باشد و در آن صبر و پذیرش و احترام و اعتماد متقابل تشویق شود  بسیار مهم است. چنین محیط هایی ریسک کردن در تفکر کردن و همین طور تفکر خلاقانه  و انتقادی را شکوفا خواهند کرد. بنابراین مدرسانی که روش تدریس اینجانب را به خدمت می گیرند در ابتدای هر دوره باید در باره این روش تدریس و اهداف آموزشی، اجتماعی و سیاسی آن توضیح  دهند و به نسل فردا یاد آوری نمایند که قرار است چه مهارت هایی را علاوه بر مهارتهای علمی کسب کنند. علاوه بر این آنها باید فرهنگ و رفتار مورد انتظار از شاگردان و روشهای ارزیابی کردن آنان و گروه هایشان و دلایل آن را در این کلاسها یاد آوری نمایند. مدرسان باید در نوع گروه بندی و چیدمان کلاسهای خود و همین طور انتخاب منابع آموزشی و فعالیتهای کلاسی نیز دقت کنند به طوری که آنها همبستگی و تعامل اعضای تیمها و نیز حس مسئولیت پذیری آنها را برای موفقیت خود و اعضای تیم شان در یک  محیط شاد و پویا تقویت کنند. همین طور مدرسان باید بپذیرند که آنها همانند آنچه در کلاسهای تردیشنال فعلی فرض گرفته شده است تنها منابع دانش نیستند که وظیفه شان تزریق آن به کسانی است که تهی از دانش هستند! از طرف دیگر همانند آنچه در کلاسهای به اصطلاح  مدرن امروزی هست آنها صرفا نقش تسهیل کننده  فرایند یادگیری و یا مدلهای محاوره ای و ارتباطی را ندارند. بلکه علاوه بر نقش های فوق آنها باید نقش روانشناسانی را ایفا نمایند که علاوه بر خواسته های روحی و روانی شاگردان به عنوان دوست سلایق و علایق آنها  را نیز در نظر بگیرند. مهمتر از همه اینکه مدرسان باید خود را به عنوان مدلهایی از افراد منتقد، خلاق و تحول گرا به شاگردانشان ارائه دهند تا بدین وسیله آینده ای امن تر، پویا تر و شکوفا تر را برای آنها ترسیم نمایند. – البته حکومت هم نباید اینگونه معلمان و اساتید را مطرود و منزوی و ... کند!
مدرسان باید قادر باشند که اذهان نسل فردا را از عقاید و خرافات دیکته شده به آنها توسط گروه ها و احزاب سود جو، سلطه طلب و تمامیت خواه پاک سازی کنند و از استعمار آنها خارج نمایند و آنها را بصورت انتقادی بیدار کنند و نسبت به مسائل روز آگاه نمایند. همزمان آنها باید خالق و هماهنگ کننده  فرصتهایی ناب برای شاگردان جهت شکوفایی استعداد ها و نیز یادگیری موثرتر و تعالی شخصیتی آنها باشند. آنها باید فعالانه رفتارها و موفقیتهای شاگردان خود و تیمهای کلاسی را در نظر بگیرند و هر جا لازم باشد پروسه یادگیری را تسهیل نمایند. رهبران باید مطمئن شوند که فرصتهای برابر در اختیار تمام شهروندان و احزابشان (تیم هایشان) وجود دارد تا  بتوانند به راحتی فکر کنند، بحث کنند، نقد کنند، در فعالیتها شرکت کنند و بصورت تیمی به حل مسائل و مشکلات جهت رسیدن به اهداف مشترک بپردازند. منظور اینجانب از کمک کردن مدرسان به شاگردان این است که آنها باید به خلق افکار و ایده های نو و تازه و چالش آور در اذهان شاگردان کمک کنند و این فرآیند را تسهیل نمایند و آنها را تشویق کنند که فعالانه و خلاقانه این ایده ها را گسترش دهند و در معرض قضاوت دیگران قرار دهند.
مدرسان باید بتوانند نظم  کلاس و ثبات ذهنی شاگران را با طرح کردن  وارائه دادن ایده ها و سوالات موثر بر هم بزنند تا بدین  صورت تردید و تضاد و در نتیجه بحث و گفتمان را تشویق و تسهیل نمایند. اما مدرسان باید بدانند که صرفا طرح ایده و سوال کافی نیست بلکه این  "نوع" ایده و سوال  است  که حائز اهمیت است. آنها باید ایده ها و سوالاتی را طرح و مطرح کنند که نسل  فردا را به  ریسک کردن در تفکر کردن ترغیب نمایند. آنان باید تشویق شوند که خطوط قرمز را در نوردند. چنین ایده ها و سوالاتی است  که بحث و تبادل افکار واقعی و در نتیجه  درگیر کردن فراگیران را در پروسه یادگیری در پی دارند  که این به نوبه خود به یادگیری ژرفا و عمق می بخشد و باعث شکوفایی و خلاقیت ذهنی و نوآوری در کار تیمی شده و پیشرفت را به همراه خواهد داشت. علاوه بر این مدرسان باید در نظر داشته باشند که صرفا تشویق کردن شهروندان  به واکنش نشان دادن و پاسخ دادن به این گونه ایده ها و سوالات  کافی نیست. شهروندان باید تعلیم  ببینند  که خود نیز به طرح و ارائه  چنین ایده ها و سوالات کلیدی و راهبردی بپردازند. - البته  اگر می خواهند  جهان پیرامون خود را  تحت تاثیر قرار دهند  و بر سرنوشت خود تاثیر  داشته باشند. این تمرین  به نوبه خود به تفکر خلاقانه و انتقادی  کردن آنها کمک می کند  و آنها را متفکر  و منتقد بار می آورد و باعث می شود نهایتا به ایده ها و دانش واقعی تر و ناب تری برسند.
نکته قابل توجه تر اینکه مدرسان باید از مواد و فعالیت های آموزشی استفاده نمایند که دنیای واقعی را انعکاس می دهند چرا که کلاس های ما کسری از جامعه و دنیای واقعی هستند و باید نسل فردا را برای زندگی در دنیای واقعی آماده کنند. همان طور که اشاره شد آنها نباید در کنار آموزش مواد آموزشی از آموزش "استراتژیهای یادگیری" و مهارتهای  اجتماعی غفلت نمایند. آینده سازان باید یاد بگیرند که چگونه به آراء و نظرات  مخالف  احترام بگذارند، چگونه رقابت کنند، و حتی چگونه شکست بخورند. آنها باید آگاه شوند  که چه کسانی، با چه اهدافی و ازهمه مهمتر با چه نیاتی بر آنها حکومت  می کنند. تمام این فعالیت ها کمک می کند که شاگردان  به منظور آگاهی، توانمند سازی  و رشد همه جانبه خود برای نیل به یک زندگی موفق تر از کانالهای ذهنی، عاطفی و هوشی در فرایند یادگیری درگیر شوند.   
از طرف دیگر مدرسان  باید قادر باشند که مسائل  و موانع عاطفی، ذهنی و محیطی را در کلاسهای خود  تشخیص و حتی پیش بینی کنند و در صدد رفع موفق آنها برآیند. به عنوان  نمونه آنها باید بدانند که چگونه با شهروندان غیر قابل کنترل و طغیانگر با استراتژی و دوستانه برخورد نمایند. آنها باید قادر باشند که نه تنها تضاد ها  و تفاوت ها  را کنترل کنند بلکه آنها را برای رسیدن به اهداف مشترک به خدمت بگیرند. مورد دیگری که بویژه اساتید دانشگاه باید در نظر داشته باشند این است که بخاطر کم و کاستی ها در آموزش در سطوح اولیه د رمدارس و دبیرستان ها به خلائی که در دانش فراگیران  در این سطوح پیش آمده بپردازند. مهمتر اینکه آنها باید نگرش فراگیران را نسبت به فراگیری دانش  ارتقاء بخشند و به اصلاح استراتژیهای غلط یادگیری آنها بپردازند که اگر چنین نشود پیشرفت و تعالی آنها و به تبع آن جامعه مورد تهدید واقع خواهد شد.
نکته حائز اهمیت این است که یکی از دلایل موفقیت روش تدریس اینجانب در ارتباط مستقیم با نوع رابطه و تعاملی است که اینجانب با شهروندان بر قرار می کنم. اینجانب بر این باور هستم که رهبران کلاس هایی که بر مبنای اصول روش تدریس اینجانب اداره می شوند باید نقشهای مردم مدارانه تر و نه دیکتاتور مـآبانه و یک سویه  داشته باشند. چرا که رهبرانی که دیکتاتور مآبانه به اداره شهروندان می پردازند سلایق، علایق و از همه مهمتر قضاوت آنها را مورد غفلت قرار داده و حتی به استهزاء می گیرند و در واقع  این واقعیت را می رسانند که از نظر آنها شهروندان حیواناتی بیش نیستند. این گروه از مدرسان آگاهانه و یا نا آگاهانه نه تنها  مانع رشد و شکوفایی استعدادهای نسل فردا می شوند بلکه در دراز مدت کمک به ظهور یک حکومت دیکتاتوری که نهایتا به هرج  و مرج اقتصادی، اجتماعی و سیاسی منتج می شود، می کنند. دلیل این موضوع هم واضح است. همانطور که پائلو فره – یک اندیشمند رادیکال برزیلی - باور دارد "هرچند تمامیت خواهی و استبداد منجر  به بی رخوتی، مطیع محض بودن، انکار خود، چاپلوسی و ریا کار شدن و عدم مقاومت در برابر حکومتهای خودکامه و ترس از آزادی می شود"  اما واقعیت این است که تمامیت خواهی و استبداد مطلقه نهایتا باعث می شود که مردم در نقش اپوزیسیون ظاهر شوند که در آن صورت هر گونه  محدودیت، خود کامگی و تمامیت خواهی را بر نخواهند تافت. اما از طرف دیگر  مدرسانی که انعطاف پذیر و مردمی هستند نگرش و کنش و رفتار بزرگوارانه  دارند و سعی می کنند شهروندان خود  و سلایق و علایق آنها را بفهمند و درک کنند. آنها قادر هستند که با صبر  و حوصله به مردم خود گوش فرا دهند، به عقاید و باورهای  انها احترام  بگذارند  و برای آراء  و نظرات و قضاوت های آنها ارزش قایل شوند و در نتیجه به رشد و شکوفایی آنها کمک کنند. این گروه از مدرسین قادر هستند که آزادانه و بدور از تعصب فکر کنند و بنا براین در شنیدن آراء و نظرات و عقاید مخالف مشکلی ندارند. آنها  اهل بحث و گفتمان و خرد جمعی در محیط هایی که احترام متقابل  می طلبد هستند. آنها همیشه آمادگی دارند که در روشهای تدریس و مملکت داری خود بنا به خواسته و میل شهروندان در یک محیط دموکراتیک و پویا تجدید نظر کنند.
اینها بخشی از دلایل اینجانب براین ادعا هستند که از نظر اینجانب "آموزش و تدریس" در دنیای کنونی چیزی بیشتر از "علم" می باشد. "آموزش" در شرایط کنونی یک "هنر" است که شامل یک پروسه پیچیده تعلیمی، تربیتی و سیاسی اجتماعی می باشد که می تواند به عنوان "قلب دموکراسی وتمدن" در نظر گرفته شود. این بدان معنا است که در طول پروسه تدریس، علاوه بر مهارتهای علمی شهروندان، باید مهارتهای اجتماعی و آگاهی های سیاسی آنان را نیز ارتقا دهیم. و این نوع آموزش "تفکر آزادانه" در سطح بین المللی و عملکرد دیپلماتیک در سطح کلاس را می طلبد.
همان طور که تا حدودی مشخص شد روش تدریس اینجانب برای "ایجاد اصلاح و تغییر" در جامعه پیشنهاد شده است. اما این بدان معنا است که همکارانی که تمایل به بکارگیری این روش تدریس را دارند ابتدا باید تغییری را که می خواهیم در جامعه  ایجاد نماییم در خود ایجاد کنند. یک فهم عمیق  و دقیق از روش تدریس اینجانب، عوامل و شرایط موثر در خلق آن و اهداف آن این تمایل و شهامت را در همکاران محترم بوجود خواهد آورد که خود را از حالت پسیو و غیر فعال فعلی به ایجنتهای هوشمند برای بیدار سازی، تغییر در نگاه و نگرش و ایجاد بی نظمی اجتماعی و بطور خلاصه "ایجنتهای تغییر و توسعه" تغییر دهند. – منظور اینجانب از تغییر تغییر در تفکر، روشهای تفکر، نگرش ها، رویکردها، باورها و رفتار شهروندان به منظور ریشه کن کردن  آپارتاید، فاشیسم، دیکتاتورشیپ و امپریالیسم از سطح جوامع می باشد. تنها در این صورت است که مدرسان و اساتید می توانند نقشی موثر در امنیت، توسعه، آبادانی و صلح و ثبات در جوامع و نهایتا در دنیای خود داشته باشند.
نکته آخر اینکه اگر مدرسان می خواهند به شهروندان کمک کننند که از پس واقعیات زندگی  در دنیای پیچیده امروز برآیند باید پیوسته دانش و اطلاعات خود را به روز کنند و البته از نقش بی نظیر و بی بدیل اینترنت در این راستا - در جهت نیل به اهداف آموزشی خود - غفلت ننمایند.
    برای بررسی دیزاین، پایه های تئوریک، سیلابس، وظایف شاگردان، عوامل مسبب انگیزه، مواد آموزشی، فعالیتهای کلاسی و سیستم ارزیابی شاگردان و تیمهای کلاس هایی که توسط روش تدریس اینجانب اداره می شوند آخرین کتاب اینجانب را که توسط انتشارات  جنگل تهران چاپ شده و در منابع آمده است مطالعه بفرمایید.

=============================================
منابع
 : وبلاگ شخصی نویسنده (دکتر حسینی)http://beyondelt.blogfa.com
Hosseini, S. M. H. (2007). ELT in Higher Education in Iran and India: A Critical View. Language in India, 7(2007).  http://www.languageinindia.com/dec2007/eltinindiaandiran.html
. "سیستم آموزشی ما به کجا می رود؟!"- "سیستم تعلیم و تربیت یا کارخانه گوسفند سازی" .(1393) سید محمد حسن, حسینی  
- پایگاه خبری تحلیلی نسل سوخته http://www.naslsokhteh.ir/?p=4176#comment-188
  - پایگاه خبری تحلیلی سازمان معلمان ایرانhttp://smi-edu.com/index.php
- پایگاه خبری تحلیلی فرهنگیان نیوزhttp://www.farhangiannews.ir/view-18564.html
Hosseini, S. M. H. (2012). Beyond the present methods and approaches to ELT/Education: The crucial need for a radical reform. Tehran: Jungle Publications.
=====================

 

تعداد بازدید: 5965 ، امتیاز کاربران: 0 (0 نفر) ،    
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظرات کاربران: 8 نظر (فعال: 8 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
سعیدی
|    | 1396/9/27 - 21:26 |     0     0     |
وظایف دانش آموزان/دانشجویان از نظر من / نگارنده این مقاله

http://sedayemoallem.ir/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86/item/2431-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%88%D8%B8%D8%A7%DB%8C%D9%81-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86

سید محمد حسن حسینی
|    | 1395/7/23 - 18:10 |     0     0     |
ویدیوی 17 دقیقه ای روش تدریس منحصر بفرد من که این مقاله را راجع به آن نوشته ام:

https://youtu.be/cPtOUaIkJlk

http://www.aparat.com/v/i32tK

avandi
|    | 1393/5/3 - 21:32 |     6     0     |
این کتاب دکتر حسینی که در این مقاله اش راجع به اون صحبت کرده یکی از 3 نامزد کتاب برتر جشنواره رشد امسال در تهران شد:

http://www.ibna.ir/vdccmoqse2bq408.ala2.html

http://samanketab.roshdmag.ir/fa/news/1375

avandi
|    | 1393/4/29 - 21:26 |     6     0     |
عالی بود. از آقای دکتر بخواهید کتابشون رو برای ما ترجمه کنند.

ناشناس
|    | 1393/4/29 - 00:57 |     1     0     |
سلام
به نظر می رسد معلمی هستند دلسوز وپرشور
پیشنهاد می کنم کتاب شوک اینده را بخوانند تافلر
بهتره بخش 18آموزش وپرروش اینده را
ایشان هم عقیده با جان دیوئی هستند گویا
لیکن عصر جدید تعلیم وتربیتی نیاز دارد برای تذبیت سرمایه انسانی برای 5تا40سال‌اینده
مدرس مدیریت استراتژیک‌اموزش وپرروش، عضو هیات علمی دانشگاه زنجان

دکتر اکبری
|    | 1394/11/28 - 21:14 |     1     0    
پاسخ: استاد! به نظر می رسه که شما از اون اساتید رانتی هستید. دکتر حسینی در واقع تیوری خودشون رو که خیلی هم در راستای ایده های دیویی نیست عملیاتی کرده اند که در این مقاله به قسمتی از آن اشاره داشته اند. در گوگل را جع به ایشان سرچ کنید تا بیشتر با تیوری و به قول خودشون اسلحه آموزشی شون آشنا بشید.

عاملی
|    | 1393/4/28 - 00:27 |     4     0     |
مقاله جالب توجهیه - در امر آموزش یک گام بلند به جلوست. امیدوارم مسیولین آموزش و پرورش و آموزش عالی و همین طور معلمان و اساتید با دقت مطالعه کنند.

حسن
|    | 1393/4/27 - 15:59 |     12     0     |
بابا دمت گرم تو همین چند صفحه ده بار گفتید مدرسان باید مدرسان باید مدرسان باید خوب دانش اموزان و مردم هم از این باید باید می گریزند دیگه اصولا انسان موجودی باید ناپذیره مگر اینکه اون بایدایی که به صلاحشه رو با نرمی وعطوفت ومنطقی بهش انتقال داد.
اما دکتون گرم حرفاتون سنده وبه قول معروف گل گفتی و دُر سُفتی حالا برا شروع کار ومبارزه با تبعیض ونابرابری در جامعه یه مقاله توپ بنویسید در مورد تبعیض ناراویی که در مورد حقوق معلمان ودیگر کارمندان داره روی می ده
والسلام علی من اتبع الهدی


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
امتیاز شما به اين خبر:
   کد امنیتی:
 
   پربیننده ترین مطالب  
 
   تبلیغات صفحات داخلی  
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© نسخه سوم فرهنگیان نیوز 1391
info@farhangiannews.ir
پشتیبانی توسط: خبرافزار
Check  Out My Rank On PRTracking.com!
  خبر فوری: جذب و استخدام 27 6 99 اگهی های گروه مدیران حرفه ای #مدیر #بازاریابی #فروش ، مدیر #اجرایی ،# صنایع ، مدیر داخلی ، مالی ، مدیر فروش ، پروموتر،