RSS   |  نسخه موبایل   |  نسخه تلکس   |  پیوندها   |  جستجو پیشرفته   |  تماس با ما  
 صفحه اول    فرهنگی    آموزشی خارجی    اجتماعی، سیاسی    گیشه روزنامه    مقالات    بخشنامه ها    خدمات    برگزیدگان    کاریابی  
دوشنبه، 4 تیر 1397 - 12:12   
  تازه ترین اخبار:  
   آخرین مطالب  

  کارگاه کاربردی " فاجعه در جذب و استخدام" مدرس دکتر هژبرافکن 8ساعت 7 تیرماه


  فرصت استخدام بهترین متخصصان کشور و شرکت در دوره یکساله MBA رایگان دانشگاه تهران درجشنواره ایران تلنت!


  نیکی هیلی گزارش سازمان ملل در مورد فقر در آمریکا را «مضحک» دانست


  نیکی هیلی گزارش سازمان ملل در مورد فقر در آمریکا را «مضحک» دانست


  برگزاری دوره آمادگی آزمون مدرک بین المللی منابع انسانی PHRi


  اتحادیه اروپا اعمال تعرفه بر برخی کالاهای آمریکایی را آغاز کرد


  پایان مسابقات دوچرخه سواری تور مولانادر ترکیه


  برگزاری مراسم دعا برای شادی روح ابن سینا در مساجد 200 کشور ترکیه


  تغییرات حداقل حقوق پایه ظرف ٤٠ سال گذشته از سال ١٣٥٧تا ١٣٩٧


  تعداد زبان هایی که در مهدکودک ها و دبستان های استرالیا به کودکان آموخته می شود به سیزده عدد افزایش یافت


- اندازه متن: + -  کد خبر: 34767صفحه نخست » اخبار فرهنگیشنبه، 5 خرداد 1397 - 02:53
سخن همکار : قانون درخدمت بازنشستگان یا درتعقیب آنان ..؟
  
فرهنگیان نیوز -تدبیر تلگرام 👈 https://telegram.me/edufarhangian:

قانون درخدمت بازنشستگان یا درتعقیب آنان ..؟
با احترام به قانون وتمکین در برابر بایدهای قانونی چه آنهایی که به عنوان طرح ازجانب نمایندگان محترم وچه بعنوان لایحه ازسوی دولت تقدیم مجلس شده وبه تصویب میرسد، انتظار میرود قانونگزاران برحسب مورد ، با تبصره های قانونی دست مجریان را برای اعمال دقیق وکامل آنها باز گذارند.که اگر برحسب مقتضی ضرورتی حاصل شد ، عمل مغایر آن قانون نجام نگیرد و معمول نشود . بعنوان مثال هنگامی که ، منع بکارگیری بازنشستگان دربخش دولتی و سازمانهای وابسته به آن مطرح میشود ، شاهد بکارگیری نیروهای بازنشسته یا درسن بازنشستگی همچون در هیأت دولت وسازمانها بعنوان وزیر یا رئیس سازمان یامشاوران آنهم برحسب ضرورت یا مقتضی ، به صورت قانونی باشیم .این چنین مسئولیتها وارائه خدمات مشاوره ای آنهم با شرایط و الزامات قانونی از موارد استثنایی است که باید مورد توجه وعنایت قانونگزار قرار میگرفت وقرار گیرد .ازسویی به نظر اینجانب بعنوان فرد بازنشسته چون میانگین شروع سن بازنشستگی درکشورما 52تا 54 سالگی است و شاید زمان ثمر بخشی تجربیاتی باشد که ازرهگذر هزینه کردن عمومی حاصل شده ، دریغ به نظر می آید در صورت توانمندی واثربخشی به نحوی مقتضی جامعه بازپس داده نشود .
سنین بازنشسته بویژه در ده ساله اول ،سنین هزینه نمودن برای فرزندان درحال تحصیل و آماده به ازدواج است سن بروزبیماریهای مکتوم وهزینه نمودن برای درمان آنها . اگر حقوق بازنشستگی تکافو نکند و فرد بازنشسته توان جسمی وفکری برای فعالیت داشته باشد . خود را ملزم به تلاش مضاعف می بیند .
شاید قانونگزارتوقع بیش از سی سال خدمت را از افراد نداشته و قرار بوده است با تکریم شخصیت آنان دورن استراحتی را برای آنان توصیه کنند که اگر اینگونه تلقی شود حقوق آنان بتواند رفاه نسبی برای زندگی معمولی را تامین نماید.
.سازمان بازنشستگی کشوری نیز ناگزیردرگیر تامین وتمهید پرداخت حقوق ومستمریها که الی ماشااله آمار میرود که ازتعدادشاغلین بالا بزند می باشد وهمواره فکر صندوق و پایان ماه است گرچه همواره در آرزوی تامین رفاه آنان نیز بوده است لکن به نظر میرسد فرصتی برای حتی اندیشیدن به رفاه وتامین نیازهای به روز آنها برایش باقی نمانده است یا چه بسا جزو وظایف قانونی خود نمیداند .
از طرفی ما بانشستگان نیز برای بیش از سی سال ،تعهد خدمت نسپرده بودیم. تا آنجا که درقدرتمان بود تلاش کردیم . باملاحظه این عبارت درحکم بازنشستگی به افتخار بازنشستگی نائل میشوید تصورمان این بود که شاید درنگارش عبارت فوق اشتباه مصطلحی رخ داده است . یعنی کاما یا ویرگولی جا افتاده ،مراد این بوده است که با افتخار ، باز نشسته شده اید . بدین معنی که پرونده نشان میدهد ، یعنی بازنشستگی اخراج یا بازخرید نیست بلکه نشانگر آن است که از آغاز تا پایان، تلاش بی شائبه بدون کمترین خطا ویا شکست داشته ایم . « باز »، را یه معنی بلند و «بازنشسته » را به برنشسته ای تعبیر کردیم که فرد بازنشسته بالای گود می نشیند ، اورا بخاطر تجربیات بیش از سی ساله ای که کسب نموده ، پیش کسوتش میخوانند وبه مشورت میگیرند.باورمان این بودکه زمان آسودگی و رفاه و سیاحتی رسیده که در مدت سی سال ، به خود ندیدیده بودیم . نه اینکه شاهد تأکید موکّد قانونی منع بکارگیری تمامی بازنشستگان حتی به صورت پاره وقت یا حضور در جلسا مشورتی باشیم . غافل از اینکه ،بازنشستگان مشاغل سخت و انرژی بر که بیست وپنج یاحداکثر سی سال درخدمت جامعه بوده اند باید آنگونه درامر گذران زندگی شان در دوران بازنشستگی آسوده خاطر باشند که نیازخودرا دراستراحت ببینند نه در تلاش مضاعف .واین مهم نباید ازنظر جامعه ومسئولان خیلی به دورماند .
آنچه قویا مطرح است ،عنایت قانونگزار برای بکارگیری قشر جوان ازطریق جایگزینی این نیروها است که موجب تصویب چنین بندمصرّح قانونی شده و میشود . غافل از اینکه :
بازنشسته توانمند ودارای دانش وتجربه کافی ضمن علاقه وعادت به خدمت ، نیازمند تامین هزینه های به روز زندگی خود وخانواده است و اهتمامش بر آن است که درجهت ودرشأن شغلی سی ساله اش درمشاغل مربوط برحسب توانش حتی به آنان که جایگزین شده اند خدمات مشاوره ای بدهد نه آنکه جایی را برای افراد به اصطلاح تنگ کند .
سازمانها از خدمات مشاوره ای بسیاری از بازنشستگان که بعنوان سرمایه های ذخیره شده هستند وبا هزینه عمومی حاصل آمده و میتوانند برای کارکنان مفید واقع شوند محروم میمانند .
برخورداینگونه رسمی با بازنشستگان موجب میشود ، کارکنان شاغل سرنوشت کاریشان را به تصویر بکشند وبرای خویش شغل دوم ومفر درآمدی دست وپاکنند و درنتیجه کم کاریها ، اختلال بیشتری در فرایند کار سازمانها و مراکز ستادی واجرایی مربوط ایجاد شود .
باعث میشود ،شرکتهای خصوصی غیر وابسته به دولت با استفاده از استیصال بازنشستگان با پرداخت دستمزد ناچیری آنهم بدون پرداخت حق بیمه وسایر هزینه های جانبی ،هریک از آنان را بجای چهارنفر جوان بکارگیرندیاعذرچهار نفر شاغل جوان را بخوا هند .که دراین صورت برمشکل بیکاری افزوده خواهد شد .
عنایت کمتری بعمل آمده که حتی بسیاری از بازنشستگان علیرغم نیاز مالی حاضرند بجای آنکه درخانه یاگوشه ای از پارک بنشینند بگونه افتخاری به نسبت تجربیاتشان که حاصل سرمایه گذاری عمومی بوده ، نظر مشورتی بدهند واحساس زنده بودن را ازدست ندهند .
شاید عنایت کمتری بعمل آمده که میزان حقوق بازنشستگی حداکثر می تواند تکافوی گذران زندگی یک زن وشوهر کهنسالی که گوشه ای مسکین میمانند ، را بدهد .وبیماری ها وهزینه های درمانی چنین دورانی ، هزینه های تحصیل وازدواج فرزندان که تازه به سنی رسیده اند ، مورد توجه قرار نگرفته است .
برخی از افراد شاغل بر مبنای تصورشان ،بازنشستگان را، حتی آنانی که فعالیتهای علمی ، پژوهشی وخدماتی شوق آمیزو به دوراز صعوبت داشته اند رافرسوده ویا نیروهای مستعمل تلقی میکنند.وغالبا مشاهده میشود درصورت مراجعه به محل خدمت سی ساله که درواقع خانه مانوس کاری آنان بوده ومی باشد باآنان به سردی برخورد کرده و حتی نسبت به سئوالاتشان بی توجه یا کم توجه اند .
بسیاری ازبازنشستگان با غرق درکار بودن درسی سال خدمت ، گذران زندگی داشته، بدون اینکه بفکر آخرت زمان حیات کاری شان باشند ، باعشق به خدمت به تلاش پرداختند .و آنان را که درطول حیات خدمتشان اغلب به فکر به اصطلاح پرکردن چاله چوله های زندگی حال وآینده شان بودند ، تقبیح نمودند ودرمقابل آنان نیز ، نگاه عاقل اندر سفیهی نسبت به آنها داشتند وامروز با نگاهی مدبّرمآبانه ازکنارشان رد میشوند . گویی میخواهند بگویند ، رنگ رخساره خبر میدهد ازسردرون ، درونی که به گمان آنان ،درآن مآل اندیشی جایی نداشته است ولی آنان همچنان آرزو میکنند که عاقبت بخیرباشند وازآنچه تلاش بی شائبه داشته اند پشیمان نشوندوالا به اصطلاح درچنبره هراس خسرالدنیا ولآخره گرفتار می آییند..
علی ایحال با توجه به هزینه های مضاعف زندگی ازیکسو وتداعی طعم گوارای خدمت ازسویی دیگربر آن شدند وهستتند، براساس تجربیات حاصله ، به نحوی پیشنهاد ارائه خدمات مشاوره ای بدهند .که رسما با منع قانونی حتی خدمت پاره وقت در دستگاههای دولتی وشرکتهای وابسته به آنها روبروگردیده اند .بدیهی است که این عده اساسا به تمکین دربرابر قانون عادت دارند وخود از ارائه چنین پیشنهادی خودداری میکنند . .لکن آنچه می توان گفت ، این است که :
شاید امر اینکه پذیرش و رایزنی با بازنشستگان بربرخی از کارکنان شاغل اینگونه مشتبه شده است که تجربیات نیز همچون نیروهای جسمی بازنشستگان کهنه و مستعمل یا حتی غیر مفید شده اند .
عنایت کمتری شده که ممکن است عده ای بعدار سی سال خدمات صادقانه ونیازمالی به سمت وسویی غبر متعارف وبه دوراز شأن ومنزلتشان کشانده شوندوعلاوه برآن،کیان خانواده خودرا نیز زیرسئوال ببرند .
.باعث تاسف است که فرد مسئول متعهدی که دوران خدمتش افتخار آفرین بوده وبه دلیل ابتلا به بیماری سرطان درسن بازنشستگی متحمل هزینه دارو ودرمان شده است .ازطرف یکی از شرکتهای بخش خصوصی برای انجام امورمالی دعوت میشود واظهارمیدارد که حسابداری وحسابرسی میداند . مدیر شرکت میفرماید : ماحسابدار وحسابرس داریم ، نیازمند یک نیروی کارکشته حسابساز هستیم واین نیروی متعهد به حکم استیصال به تردید جهت ردیاقبول پیشنهاد می افتد وخوشبختانه یا متاسفانه عمرش برای اتخاذ تصمیم نهایی کفاف نمیدهد .
ویا عنایت کمتری شده است که برخی از آنان با حسرت ازاینکه دوران سازندگی حیاتشان را درجوانی درطبق اخلاص خدمت قرار داده واینگونه با آنان برخورد میشود ، به افسردگی دچار میگردند و ازطرفی نیز دربرابرگوشه وکنایه های اهل عیال وفرزندانی که عمری بخاطر خدمات صادقانه آنان ازرفاه به حق محروم مانده بودند ، بی جواب میمانند . گویی تصورمیکنند که حقی نداشته اند برای رسیدن به ثواب خود عیال واولاد خودرا جهت راه صوابشان کباب کنند .
به نظر میرسد برخی ازشاغلین درهرسمتی ، از رهگذر برخورد اینگونه ای که با بازنشستگان میشود ، سعی میکنند ازغرق شدن درکار وتعهدات لازم دوری جویند وبا پرداختن به کارهای دیگری ،خاک ریزهایی برای مشکلات آینده خود دردوران بازنشستگی به هرنحوی آماده کنند تا به چنین سرنوشتی دچار نگردند .
گویی نسبت به این مهم عنایت نشده است که فرد بازنشسته به مثابه درخت خشک شده نیست که حتی درخت خشکیده شده نیز ده ها کاربری بهینه دارد .درحالیکه سن بازنشستگی درکشورما غالبا ازسن پنجاه یا حداکثر پنجاه وپنج سالگی آغاز میشودکه میانسالی است .
شاید عنایت کمتری بعمل آمده که تجربیات حاصله که طبعا محصول تمرینها ، ممارستها و همچنین استفاده از تجربیات علمی بوده ازمهمترین منابع آموزشی درجهت تامین سرمایه های انسانی است که با کیش بازنشسته که بهتر باید گفت همراه باکیش شخصیتش برباد گوشه نشینی یا خانه نشینی میرود .
شاید عنایت کمتری شده است که علما ، فقها وحکیمان ما همچون علامه جعفری ها ، پروفسور حسابیها ، شهریارها ، علامه طباطبائی ها وسایر علمای عظام بظاهر درسنین بازنشستگی نیز تلالو علمی بیشتری داشته اند واز رهگذر سن وتجارب علمی وعملی به درجه کمال نزدیک شده اند وبرنشستگی وبازنشستگی آنان با منوال بازنشستگی معمول ما تفاوت داشته ودارد.
.نگاه عمومی مردم را باید نسبت به کرامت و منزلت صاحبنظران درهرسنی درجهت شکرانه نعمات الهی تغییرداد .انسان به امید آخرتش درجهت خدمت وقرب الهی گام برمیدارد وانتظار اجر الهی دارد . دریغ است دردوران بازنشستگی و زنده بودن بگونه هایی نامناسب ازسوی بندگانی روبرو شود .
بهره مندی برحسب مورد از تجربیات ونظرات بازنشستگانی که سوابق آنان نشان میدهد کارآمد بوده ، درهزینه های کارشناسی ، برنامه ریزی واجرا صرفه جویی های چشمگیری ایجاد میکند .
حضور برحسب مورد بازنشستگان مجرب و موتمن در جلسات کارشناسی ، برنامه ریزی و سیاستگزاری برحسب مورد ومقتضی میتواند خدمات آموزشی برای کارکنان جوانتر را همراه داشته باشد . باید نسبت به این مهم پرداخته شود که کسب تجربه به معنی این نیست که به شیوه آزمون وخطا حاصل شود .یعنی کارکنان جوان نباید بسوزانند و بسوزند تا یاد بگیرند بلکه تجربه علمی از رهگذرتجربیات مجرّبها که بارها شکست خورده ونهایتا موفق شده اند حاصل میشود . بسیاری از بازنشستگان سالها استخوان در آسیای سختی وسازندگی خرد کرده اند که میتوان بگونه بهینه از آنها بهره گرفت. لذا بازنشستگانی هستند که تجربیات و آموخته های علمی خودرا با فناوری جدید به روزنموده اند و میتوانند مشاوران و راهگشایان مفیدی برای برنامه ریزان جوانتر وحل مشکلات باشند .
عمده عوامل همیاری در جهت پیروزی انقلاب را جامعه امروزی ما مرهون باز نشستگان امروزی باید باشند که تنگناهای دوره تخریب ، بازسازی و حریم ها وهمچنین مشکلات مالی وجانی حاصل از جنگ حمیلی را با سعه صدر پذیرفتند .
البته این نکته قابل توجه است که قطعا استفاده از تجارب کهنه وبه روزنشده برخی ازبازنشستگان و آندسته که قادر به فعالیت بهینه نیستند ، قابل دفاع نیست. لذا بازخوانی این قبیل بازنشستگان حتی برای مشورت شاید به مصلحت هییچیک ازدستگاههای عمومی وسازمانها نباشد ولی درعین حال به حداقل رفاه نسبی شهروندی نیازدارند..
لذا استفاده بهینه از وجود بازنشستگان با تجربه ونیک اندیش با تعریف جامع ومانع از آنها و شرایطی که باید داشته باشند وبازشناساندن ارزشهای آنان به جامعه ، میتواند از رهگذر دعوت از آنان دراتاقهای فکر ، جلسات برنامه ریزی ، برای پیشگیری ازمشکلات ، رفع بحرانها ، هدایت جوانهای شاغل ، سخنرانیها استفاده از نظرات کارشناسی همچون کارشناسان عالی دادگستری و...... با صرف کمترین وکمترین هزینه و ایجاد مشکل دربکارگیری نیروهای جوان صورت گیرد ومغایر با بند مصرح ماده قانونی مقرر نیز نباشد . شاید از رهگذر بهره مندی از تجربیات آنان دربسیاری از موارد نیازی به هزینه کردن جهت تحقیق مجدد برای برنامه ریزیها وسیاستهای اجرایی احساس نشود .بدیهی است ضمن بهره مندی بهینه از وجود آنان شاغلین نیز ترغیب میشوند رشد وتعالی خودر ا تا پایان عمر هدفمندتر ببینند وشانس بیشتری برای ادامه خدمت آرزو نمایند .که استفاده بهینه از امکانات جهت اعتلا وتوسعه بویژه در عرصه علمی همواره به عنوان یک اصل درمدیریت کلان مطرح بوده وهیچگونه مغایرتی باعرف وشرع نداشته ونخواهد داشت .
لذا آنچه این حقیر یا سایر بازنشستگان تمنا داریم این است که نمایندگان عزیز ی که مورد قبول ما می باشند ، نبودتبصره تشریحی بند ماده قانونی مورد نظر را بعنوان خلاء قانونی تلقی نفرموده ،دست مجریان برای استفاده موردی وپاره وقت درجهت استفاده بهینه از نیروهای باز نشسته ای که بارها فرهیخته شان خوانده ایم و استفاده از وجودشان برحسب ضرورت لازم است را بازگذارند تا انشاالله نیاز به توسل به برخی ازشرکتهای خدماتی بعنوان واسطه اینگونه که معمول است بگونه یک ترفند تداوم پیدا نکند ، قانون نیز به اصطلاح دور زده نشود وشأن چنین افرادی نیزحفظ شود ..
باز نشسته حوزه ستادی آموزش و پرورش . سید محمود مشایخی

تعداد بازدید: 156 ، امتیاز کاربران: 0 (0 نفر) ،    
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
امتیاز شما به اين خبر:
   کد امنیتی:
 
   پربیننده ترین مطالب  

  نیکی هیلی گزارش سازمان ملل در مورد فقر در آمریکا را «مضحک» دانست


  نیکی هیلی گزارش سازمان ملل در مورد فقر در آمریکا را «مضحک» دانست


 
   تبلیغات صفحات داخلی  
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© نسخه سوم فرهنگیان نیوز 1391
info@farhangiannews.ir
پشتیبانی توسط: خبرافزار
Check  Out My Rank On PRTracking.com!
  خبر فوری: کارگاه کاربردی " فاجعه در جذب و استخدام" مدرس دکتر هژبرافکن 8ساعت 7 تیرماه