تلکس فرهنگيان نيوز- تدبير: خداحافظ كانون نازنين!
دوشنبه، 21 شهریور 1401 - 22:11     کد خبر: 36249

كارزار - درخواست جلوگيري از بسته شدن كتابخانه‌هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
ورود به شبكه مديران حرفه اي... https://t.me/hrmSupergroup سايت انجمن صنفي مديران ( مديريت ،اشتغال و ...)👈http://www.shoghl.org/:

كاشفي خوانساري در نوشتاري مطرح كرد:

خداحافظ كانون نازنين!

كارزار - درخواست جلوگيري از بسته شدن كتابخانه‌هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان

كليك كنيد  https://www.karzar.net/kanoon

خداحافظ كانون نازنين!

سيدعلي كاشفي خوانساري با انتقاد از درخواست واگذاري كتابخانه‌هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، هشدار داده اين اتفاق به معناي تعطيلي كانون است زيرا با جدا شدن كتابخانه‌ها برخلاف تصور حجم بزرگي از هزينه‌هاي كانون و بخش زيان‌ده آن جدا نمي‌شود، بلكه محل اصلي درآمد و چرخش چرخه اقتصادي كانون حذف خواهد شد.

اين نويسنده و منتقد ادبي ادبيات كودك و نوجوان در پي خبر درخواست واگذاري كتابخانه‌هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان به نهاد كتابخانه‌هاي عمومي كشور در يادداشتي كه در اختيار ايسنا قرار داده، نوشته است: 

«خبر كوتاه و كوبنده بود. قرار است كه كتابخانه‌هاي كانون را واگذار كنند. كانون بدون شك مهم‌ترين برند ايراني در موضوع كودكان و نمادي از همه آن چيزهايي است كه ما عمر خود را پاي آن گذاشته‌ايم. ما نويسندگان كودك و نوجوان حتي اگر پاي‌مان را هم در كانون نگذاشته باشيم، نسبت به كانون علاقه و حتي تعصب داريم. تعرض به كانون به معناي حمله به همه كساني است كه براي بچه‌ها مي‌نويسند و مي‌كوشند و مي‌انديشند.

حالا ما نويسندگان و فعالان حوزه كودك و نوجوان مي‌توانيم اعتراض كنيم. بيانيه و طومار منتشر كنيم. پست بگذاريم و هشتگ درست كنيم و ترند كنيم. مي‌توانيم كمپيني چند صدهزار نفري از بچه‌هاي ديروز و امروز كه كانون را دوست دارند راه بيندازيم. ما مي‌توانيم اين طرح را لغو كنيم. بعد هم دولتمردان پز مي‌دهند كه به افكار عمومي و درخواست نخبگان احترام گذاشتند و طرح منتفي شد. چه بسا كه از روز اول هم برنامه همين بوده باشد و ماجرا فقط رقابت دو گروه داخل دولت بوده باشد.

كانون براي ما عزيز است؛ عزيز مثل فرزند و يا نه عزيز و مقدس مثل مادر. كوچك كردن و تعطيل كردن آن بدون اطلاع صاحبان معنوي آن يعني ميليون‌ها كانوني ديروز و امروز توهين بزرگي به حساب مي‌آيد. مي‌گويم تعطيل شدن و نمي‌گويم كوچك شدن. چرا كه با جدا شدن كتابخانه‌ها برخلاف تصور حجم بزرگي از هزينه‌هاي كانون و بخش زيان‌ده آن جدا نمي‌شود، بلكه محل اصلي درآمد و چرخش چرخه اقتصادي كانون حذف خواهد شد.

 كانون دو محل درآمد عمده داشته است: كانون زبان و بودجه مستقيم و غير مستقيم دولتي. سود كانون زبان كه بسيار كم شده چرا كه كلاس‌ها غيرحضوري شد و صدها هزار جلد كتابي كه در هر ترم به اجبار به زبان‌آموزان فروخته مي‌شد حذف شد. مضاف اينكه كانون ديگر چاپخانه هم ندارد و حتي اگر هم كتاب زبان بفروشد از سود سابق خبري نيست. بودجه دولتي هم كه براي تجهيز كتابخانه‌ها و خدمات كتابخانه‌اي داده مي‌شود اما مديران كانون در دوره‌هاي مختلف به جاي اين‌كه اين بودجه را صرف خريد كتاب‌هاي مناسب از ناشران بكنند، خودشان كتاب چاپ كرده‌اند و خودشان كل تيراژ كتاب را از خودشان خريده‌اند و كتابخانه‌ها را با كتاب‌هاي كانون انباشته‌اند و يك كتاب يا مجله غيركانوني به كتابخانه‌ها نفرستاده‌اند. وقتي كانون كتابخانه نداشته باشد و اين بودجه حذف ‌شود، پس انتشارات هم كه توزيع و فروشگاه و مشتري ندارد تعطيل مي‌شود. فروشگاه‌هاي كانون هم كه همگي ضررده و بيشتر تعطيل هستند. ساير توليدات هم كه در هيچ مغازه‌اي ديده نمي‌شوند. پس شك نكنيد كانون بدون كتابخانه‌هايش نمي‌تواند پابرجا بماند.

 من مي‌گويم با پيگيري اهل فرهنگ بحث واگذاري كتابخانه ها منتفي خواهد شد و بودجه‌هاي سابق كانون كه به دليل برخي تخلفات و بعضي بي‌قانوني‌ها و بسياري ناكارآمدي‌ها محل ترديد جدي بوده، بيشتر از پيش برقرار مي‌شود و آب از آب تكان نمي‌خورد. بعد از آن چه خواهد شد؟ آيا اين كانون كه امروز مي‌بينيم همان كانوني است كه دوستش داريم؟ آيا از مديران فعلي و بعدي كانون انتظار معجزه داريم؟ آيا نديده‌ايم با هر مديري كه آمد بخشي از دارايي‌هاي مادي و معنوي كانون گم شد؟ 

كانون عزيز و پاره دل ماست؛ مادر ماست و اين عزيز دل ما سخت بيمار است و بيماري چنان در جاي‌جاي اندامش ريشه دوانده كه شايد مرگ و يا قطع عضوش ناگزير باشد. گم شدن اندام اين شير بي يال و دم و اشكم چنان گسترده شده كه حالا دست و پايش را هم قرار است واگذار كنند. مگر مركز موسيقي، جشنواره مطبوعات، فروشگاه‌ها، چاپخانه، زمين‌ها، چندين مجله كانوني، روشنان و پويش، فهرست كتاب‌ها و فهرست مقالات ساليانه، آرشيو روزآمد كتب و نشريات خارجي و چه و چه در اين سال‌ها گم نشدند؟

 من از واگذاري كتابخانه‌هاي كانون بسيار اندوهگين خواهم شد و اميدوارم چنين نشود. من اميدوارم كانون بماند و روزامد و قانون‌مدار و پيشرو و ايده‌آل شود. اما مي‌ترسم چرخه پر خطا و ناكارآمد فعلي تكرار شود و اين شركت دولتي كه قرار بوده بزرگتر و حامي اهل قلم و هنرمندان و بخش خصوصي و نهادهاي مدني باشد و حالا رقيب آنها شده، روزي به دليل ناكارآمدي و ضرردهي از پاي بيافتد.

شايد روزي عقلانيت جمعي و مصالح عمومي اقتضا ‌كند كه كانون به جاي يك شركت بزرگ و زيان‌ده خصولتي به يك نهاد ملي و فرادستي بدل شود. نهادي چابك، شفاف، قانون‌مدار و پر تاثير كه كتابخانه ملي ادبيات كودك و نوجوان و موزه ملي كودك را در كشور مديريت كند. جشنواره‌هاي ملي و بين‌المللي انيميشن و قصه‌گويي و پژوهش و كتاب و مطبوعات كودك برگزار كند. پژوهش‌هاي فرهنگ و هنر و ادبيات كودك و نوجوان را حمايت كند. كتاب‌هاي مرجع و نظري و تخصصي منتشر كند و نمايندگي همه اهل قلم و هنر ايران را در اسيتژ، آسي‌سي‌يو، مسابقات جهاني تصويرگري، نمايشگاه‌هاي بين‌المللي نقاشي كودكان و ديگر نهادهاي بين‌المللي تقبل كند.»


برگشت به تلکس خبرها